الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

383

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مخفى نگاه داشت . در اين مدت ، وقتى كه اصحابش مىخواستند نماز بخوانند به دره‌هاى اطراف مكه مىرفتند و نماز خويش را از چشم مردم پنهان نگاه مىداشتند . در اين اوضاع و احوال روزى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به همراه اصحابش در يكى از دره‌هاى مكه مشغول نماز بود كه در اين حال گروهى از قريشيان آنها را ديدند و آنها را به خاطر اين كار مورد ملامت قرار دادند . « 1 » ( 1 ) گويى همين حادثه باعث شد كه دعوت عمومى اعلان شود ؛ اما قبل از آن حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله دعوت پيامبرى خويش را تنها براى كسى كه به او اطمينان داشت ، بازگو مىكرد . در اين صورت ام جميل چگونه از اين مطلب آگاه شد و آن را به اطلاع مشركين رساند و همهء آنها آگاه شدند كه وحى از او قطع شده است ؟ ! ممكن است از اين قضيه از همان راهى كه ابن اسحاق رفته است ، خلاص شويم ، يعنى چيزى در اين مورد نگوييم . او گفته است : سپس براى مدتى وحى قطع شد و اين مدت بر او بسيار سخت گذشت و او را اندوهگين ساخت تا اين كه جبرئيل سورهء الضحى را بر او نازل كرد . ( 2 ) وى نگفته است كه چه چيزى از قرآن قبل از آن نازل شده بود و حتى آيات نازل شده در ابتداى بعثت را ذكر نكرده ، لكن بعد از آن كه گفته است : ابتداى نزول در ماه رمضان بوده ، ادامه داده است كه : سپس وحى بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نازل شد در حالى كه او به خدا ايمان داشت و آنچه را كه از سوى خدا نازل مىشد ، تصديق مىكرد و آن را قبول مىكرد و براى مردم بيان مىنمود كه همين باعث رضايت عده‌اى از مردم و خشم و غضب عده‌اى ديگر مىشد . . . پس براى ابلاغ دستور الهى ، متحمّل آزار و اذيت‌هاى فراوان شد . « 2 » بعد ادامه مىدهد : سپس مدتى نزول وحى قطع شد . . . ( 3 ) پس اگر نبوت خويش را به صورت مخفيانه به كسانى كه به آنها اطمينان داشته ، اطلاع مىداده است كه آن هم پس از آيهء شريفهء : « وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » « 3 » بوده است ، در اين صورت چگونه افراد قومش اين را فهميدند و به واسطه همين مطلب او را مورد اذيت و آزار قرار دادند ؟ !

--> ( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 280 - 282 . ( 2 ) . همان ، ص 257 . ( 3 ) . همان ، ص 258 .